« وبلاگ دوست داشتنی برای ایرانیان »

مکانی برای جوانان و نوجوانان ایرانی

مردم آزاری و خود آزاری

  •  قبل از ورود مهمونها یک دور همه قاشقها رو دهنی کنید.

  • قبل از ورود به دستشویی عمومی به بقیه تعارف کنید.

  • تو آلبوم کنار عکس بچتون چندتا از پوشکهای نازنینشون رو هم بچسبونید.

  • سر میز غذا مدام جوکهای کثیف دبلیوسی ای تعریف  کنید.

  • سر میز با آفتابه برای مهموناتون آب پرتقال سرو کنید.

  • توی راسته ی خیابون روی شیشه ماشینهایی که پارک کردند تف کنید.

  • از زیر شلواری پدربزرگتون به عنوان هدیه ولنتاین استفاده کنید.

  • برای بستن در سامسونتی که توش هندونه گذاشتید، تلاش کنید.

  • از مامورین زن طرح ارتقای امنیت اجتماعی شماره بگیرید

  • با کراوات ابریشمی شوهرتون در دبه ی ترشی رو پلمب کنید.

  • صندل پاشنه ۵ سانتی رو با جوراب مچی بپوشید.

  • به برادر یا خواهرتون(هر کدوم که بیشتر فاز میده )زنگ بزنید و با صدای بریده بریده و نگران بگید بابا .. بابا…بابا … آب داد درسشو یادته ؟

  • برای معافیت از سربازی همه دندوتاون رو بکشید.

  • کرم ضد آفتاب رو به کف پاتون بمالید.

  • با سنگ پا صورتتون رو تمیز کنید.

  • صفحه ازدواج و طلاق شناسنامه تون رو با خودکار آبی پیشاپیش پر کنید.

  • با موبایل دوستتون به خونه شون زنگ بزنید و بگید از بخش حوادث بیمارستان مزاحم میشید و این موبایل توی جیب جانباخته بوده.

  • از انتظامات پارک بپرسید این همه میگفتن تو پارکها کلی مواد فروش داره پس کوشن ؟

  • به جای قناری مرغ و خروس تو قفس بذارید و از سقف اتاق آویزون کنید.

  • هر جا زنبورگاوی دیدید با دست بگیرید و اینقدر فشارش بدبد تا شیرش دوشیده بشه.

  • در یک شب شعر شرکت کنید و شعر تبلیغ مای بیبی رو با احساس بخونید.

  • مسئولیت یک عملیات تروریستی رو به عهده بگیرید.

  • وسط ظهر در ماه رمضان برید جلوی دادگستری یه سفره مفصل پهن کنید و شروع کنید به خوردن.

  • برای اینکه بدونید لذت تولد دوباره چقدره معتاد بشید و بعد از چند ماه ترک کنید.

  • به نوزاد دوماهه تون کباب بره بدید تا یه کم جون بگیره .

  • روز تولد همسرتون گلاب رو داخل شیشه عطر بریزید و به عنوان یک عطر فرانسوی گرانقیمت به او هدیه بدید.

  • خلعت آخرت رو بعد از خرید پرو کنید.

  • سر کلاس توی یقه ی همکلاسیتون کرم خاکی خیس بندازید.

  • به منظور صرفه جویی پوشکهای بجه تون رو بعد از تعویض بذارید تو آفتاب خشک بشه و بعد به عنوان دستمال سفره استفاده کنید.





موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: مردم آزاری،

[ شنبه 6 تیر 1394 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

داستان های سرکاری و طنز


کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد . رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی !
می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …
کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت : این حرفهای مسخره را رها کن ! اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم .
روباه گفت : ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم .
کلاغ گفت : باز که شروع کردی ! اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن ، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند .
روباه دهانش را باز باز کرد .
کلاغ گفت : بهتر است چشمت را ببندی که نفهمی تکۀ بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.
روباه گفت : بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .
خلاصه . بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد .
روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد : بی شعور ، این چی بود !
کلاغ گفت : کسی که تغاوت صدای خوب و بد را نمی داند ، تغاوت پنیر و فضله را هم نمی داند .




از همون لحظه اول که با پدر و مادرم وارد سالن مهمانی شدم چشمم بهش افتاد و شور هیجانی توی دلم به پا کرد. طول سالن را طی کردم و روی یک صندلی نشسته دوباره نگاهش کردم درست روبروی من بود این بار یک چشمک بهش زدم و لبخند زدم و یواشکی به اطرافم نگاه کردم تا کسی منو ندیده باشد کسی متوجه من نبود. خودم را بی تفاوت مشغول حرف زدن کردم ولی چند لحظه بعد بی اختیار چشمم را بهش انداختم و بهش نگاه کردم چه جذاب و زیبا و با نفوذ بود. دوباره او چشمک زد بیشتر هیجان زده شدم. به خودم گفتم که از فکرش بیایم بیرون باز هم مشغول گوش دادن به حرف های بقیه بودم ولی حواسم به آن طرف سالن بود. می خواستم برم پیشش ولی خجالت می کشیدم جلوى والدین و صاحب خانه. حتماً اگر جلو و پیشش مى رفتم با خودشون مى گفتن عجب پسر پررویی! توی دوراهی عجیبی مانده بودم. دیگه طاقتم تمام شده بود. دل به دریا زدم و گفتم هر چه باداباد بلند شدم و با لبخند به طرفش نگاه کردم وقتی بهش رسیدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز کردم؟ برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم، به به! عجب شیرینی خامه ای خوشمزه ای بود! :D




روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند.انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد. همه پنهان شدند الا نیوتون ...
 نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین. انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…
 او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده. انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)
 نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...
 تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...
 نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ... که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه ......
 و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر \"یک پاسکال\" می باشد بنابراین من \"پاسکالم\" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سك سك) 




دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند،در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد.
زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد.
اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.
در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت.
هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید :

باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه





مردی با دوچرخه به خط مرزی می‌رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می‌پرسد: در کیسه‌ها چه داری؟ او می‌گوید؛ شن.

مامور او را از دوچرخه پیاده می‌کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می‌کند، ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی‌یابد. بنابراین به او اجازه عبور می‌دهد.
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می‌شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا ...

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می‌شود و پس از آن ، مرد دیگر در مرز دیده نمی‌شود.
یک روز آن مامور در شهر او را می‌بیند و پس از سلام و احوال پرسی، به او می‌گوید: من هنوز هم به تو مشکوکم و می‌دانم که در کار قاچاق بودی، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می‌کردی؟


و قاچاقچی می‌گوید: دوچرخه!





موضوع: داستان های عبرت آمیز، متن خنده دار،

[ شنبه 6 تیر 1394 ] [ 03:19 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

جوک های بامزه و جدید فوق العاده

دوتا معتاد خرما مى خوردند و هسته هاش به سمت هم پرتاب مى کردند

یکیش گفت : اشغر میدونی ما داریم چی کار می کنیم!؟!
گفت : نه؟
گفت پشر ما داریم جنگ هشته ای میکنیم
اونم بین دو ابر قدرت

 

****************************

یه سوالی هست بدجور ذهن منو مشغول کرده

منفی جمله ی “من دارم میرم” چی میشه ؟

من دارم نمیرم !

من ندارم میرم !

نه من دارم میرم !

 

 ************************

 

به قلبم گفتم

چرا خوابم نمیبرد ؟

این بی خوابی ها از کجاست ؟

جواب داد : زر مفت نزن ؛ ادای آدمای دلشکسته رو هم درنیار !

یادت رفت بعد از ظهر عین خرس قطبی خوابیدی ؟

جوابش منطقی بود کاملا

قلبمم اعصاب نداره

 

 

 ***********************

 

حتی اگه من خونه نباشم و کنترل TV گم بشه

مامانم زنگ میزنه بهم میگه پاشو ببین کنترل زیرت نیست ؟

یعنی کلا حس لامسه منو میبره زیر سوِال !

 

******************** 
 

داشتم تو کلاس از اول تا آخر با دوستم حرف میزدم

استاد آخرای کلاس دیگه از دستم خسته شده بود گفت

پنج دیقه مونده دیگه حرفاتو جمع بندی کن !

 

 ***********************

صبح ها برای رفتن به محل کار تنبلی نکنید.
به این حقیقت بیندیشید که در خواب نمی شود کار کرد 

اما …
در محل کار می شود خوابید!!!
سنگین بود یکم ولی جاداره کار بشه ! 

 ************************

 

دیروز رفتم آزمایش دادم پولش شد ۳۵۰ تومن
بابام گفت حالا اگه چیزیت نباشه من میدونم و تو

 ******************

 

وسایل مورد نیاز براى امتحان :
خودکار + آفتابه

 

 ******************

 

رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟
یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پَ نَ پَ سزارینه!!
به جون خودم من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن!!

 ********************

دانشجو:استاد you can go out یعنی چی؟
استاد:میتونی بری بیرون…
دانشجو:مرسی استاد ، بچه ها خدافظ تا فردا … :|

************************

روز اول سال تحصیلی استاد دانشگاه به دانشجوهاش گفت ایمیل هاتون را برام بفرستین تا موضوع تحقیق هاتون رو براتون بفرستم.
اینا ایمیل هاشونه:
گودزیلا ۱۲۵
جی جی سوسول
پیشی ملوس نازی

 ***************

ﺗﺎ ﺣﺎﻟﺎ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ :
ﺑﻘﺎﻟﯽ ( baghali ) ﺑﺎﻗﺎﻟﯽ ( baghali ) ﺑﻐﻠﯽ ( baghali )
ﺍﯼ خدا ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﯿﻨﮕﯿﻠﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﮐﺮﺩ بگم چی بشه

 

***************************

فرمون دادن پسرا:

بیا بیا بشکون بیا بیا برگردون حله دادا…..
.
.
.
.
.
.
فرمون دادن دخترا:
بیا بیا بیا نه! اینطوری نیا! برو جلو! بیا بیا بیا بیا،نه!!! برو جلو از اول! بیا بیا واااای نیا نیا لهم کردی نیا نیا دیگه

 

**************************

فرق الاغ با کلاغ چیست ؟
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
کجا اومدی پایین!؟ من با کسی که فرق اینا رو با هم ندونه،هیچ حرفی ندارم !!

 

*************************

 

بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت می گه : اینجا طویله است؟

یکی از بچه ها می گه : نه آقا اشتباهی اومدید!

 

 

 ***********************

2 تا دوست با هم میرن هتل، اولی میره توالت فرنگی، دومی میاد کتکش میزنه!

 میگن: چرا میزنیش؟ میگه: من هر روز از این چشمه آب می خورم،

این اومد دستشویی کرد توش

 

 

 ***********************

اووووووووووف ….
فک کن لوازم آرایش رو تحریم کنن …..
خیابونا پر از زامبی میشه.خخخخخخخخخخخ

 

*************************

 

ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ ﭘﺴﺮﻩ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ نامزدش
ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻨﺎﺭﺵ … ؟
ﺍﻳﻨﺎ ﻫﻤﺶ ﭼﺮﺗﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ!

 

 

 ****************************

 

ﭘﺴﺮ : ﺑﺎ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﯿﺐ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﺨﻮﺭﯼ؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﺷﺶ ﺗﺎ !

ﭘﺴﺮ : ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ

ﭼﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺳﯿﺐ ﺩﻭﻡ ﺷﮑﻤﺖ ﺩﯾﮕﻪ خاﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ!

ﺩﺧﺘﺮ: ﭼﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻢ

- ﺩﺧﺘﺮ : ﺑﺎ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﯿﺐ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﺨﻮﺭﯼ؟ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻡ : ﺩﻩ ﺗﺎ

ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﻩ، ﺍﮔﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺷﺶ ﺗﺎ، ﯾﻪ ﻣﻌﻤﺎﯼ ﺟﺎﻟﺐ ﻣﯿﺸﺪ …

 ************************

قطارا از همه بیشتر الزایمر دارن
خودشون میگن هو هو
بعدش میپرسن چی چی ؟

***********************

جدا شما پشتتونو چجوری لیف میزنین ؟؟؟
من پشتم یه نقطه ی کور دارم که نزدیک به ۱۹ ساله لیفش نزدم ؛ آخرم از همونجا میگندم میمیرم….! 

 

***********************

 

ﺑﻪ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ !
میگه ﻣﺜﻞ ﺑﺍﺑﺎﻡ ، ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﻣﺶ !
ﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﺵ ، ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ…

 **********************

یکی باغ وحش میزنه ورودی رو میزاره.۵٠٠ تومان هیچکس نمیره,بعد رایگان میکنه همه میرند,,بعد در قفس شیر و باز میکنه میگه
(بوووووق)  خروجی ٨٠٠٠ تومن

 **************************

من نمیدونم اینایی که

“آیا” رو مینویثن “عایا”
“آقا” رو مینویصن “عاغا”
“بله” رو مینویثن “بعله”
دغیغا چی رو میخان صابط کنن ؟
اثلا میخام بدونم کدوم نحذط ثواد عاموضی درث خوندن ؟!

**********************

من یا سوتی نمیدم یا وقتی سوتی میدم میزنم تخریب میکنم

اومدم به مهمونا شیرینی تعارف کنم گفتم:  بفرمایید دهنتونو سرویس کنید !!

 ***********************

قاضی: خب خانوم شما برای دفاع از خودتون چی دارید بگید؟

زن: بچه از شکم من اومده بیرون پس باید پیش من بمونه!
مرد: آقای قاضی وقتی شما یه سکه میندازید تو دستگاه و یه نوشابه میگیرید، نوشابه مال شماس یا مال دستگاه؟
قاضی: تا حالا اینقد قانع نشده بودم…
بچه با پدرش میمونه، ختم جلسه!





موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: جوووووک،

[ شنبه 6 تیر 1394 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

چوک بگم؟

کارمنده میره پیش رییس اداره میگه :
این حقوقی که به من میدین خیلی کمه من دوازده تا بچه دارم.
.
.
.
.
.
.
.
.

رییس میگه : این حقوقی که میگیری بخاطر فعالیتت توی اداره است ، نه فعالیت توی خونه!!!







ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺳﻴﺐ ﺯﻣﻴﻨﻰ ﺳﺮﺥ ﻣﻴﮑﺮﺩ ،ﺑﺎ ﻗﻴﺎﻓﻪ ﺍﻯ
ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻧﻪ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﻴﺸﺶ ﻣﻴﮕﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﻭﺗﺎ
ﺳﻴﺐ ﺯﻣﻴﻨﻰ ﺑﻬﻢ ﻣﻴﺪﻯ ؟
ﺩﻭﺗﺎ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺷﻮ ﺑﻬﻢ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻴﮕﻪ ﺑﺮﻭ ﺩﻳﮕﻪ ...
ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺳﺲ ﺑﺰﻧﻢ ﻳﺎ ﭘﻤﺎﺩ ﺳﻮﺧﺘﮕﻰ؟!







شوﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :آزادی ﻣﯿﺨﺎﻡ ﺑﺮﻡ.

ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻄﺖ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﯽ،

ﺍﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﺶ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺳﯿﻢ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ﺑﻬﺘﺮﻩ ﯾﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭﻝ ؟!
.
.
.
.
.
.
.
.

میگن 32 نفر از مسافرا خودشونو تو مترو در حال حرکت پرت کردن پایین !




 دوستانی که واسه شغل و مغازشون کارت چاپ میکنن،

خواهشمندم ضخامتش رو نازک تر بگیرن که راحت تر بره لای دندون!!!




دیشب به مامانم میگم یه دختری هست خیلی منو دوست داره چیکار کنم…؟

میگه بیخیالش شو...

میگم چرا ؟

میگه چون کسی که تو رو دوست داره حتما یه ایرادی داره!





دیشب گارسون تو رستوران از بانویی محترم و های کلاس پرسید: پیتزاتونو 12

تیکه کنم یا6 تیکه؟؟؟

بانوی جنتل وومن! گفت: وای نه 12 تیکه زیاده ! نمیتونم بخورم !

همون 6 تیکه ش کنید!!!





مردی عاشق به زنش میگه :                 

میخوای خورشید من باشی؟

زنش میگه :معلومه که میخوام.

مرد میگه : پس 150 میلیون کیلومتر از من دور شو!!!






زنگ زدم به جایی برای کار کردن.

صاحب کار بهم گفت :در ازای

15 روز کار و 15 روز استراحت در ماه مبلغ 600 هزار تومان حقوق.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﻭﻥ ۱۵ ﺭﻭﺯ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﻡ ﻣﺎﻫﯽ ۳۰۰ ﺗﻮﻣﻦ؟!

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﯾﮑﻢ ﻓﺤﺶ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪ ﺍﺯﺵ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ!





میگن سرانه مطالعه در ایران 18دقیقه بیشتر نیست.

ﺍﮔﻪ ﻫﻤﺖ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻣﯽﺗﻮﻧﯿﻢ ﺭﮐﻮﺭﺩ ﺑﺰﻧﯿﻢ

ﻭ ﺳﺮﺍﻧﻪٔ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪٔ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻔﺮ ﺑﺮﺳﻮﻧﯿﻢ!

ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯿﻪ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﻣﻐﺎﺯﻩﻫﺎ ﺭﻭ ﻧﺨﻮﻧﯿﻢ!







موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: جوک می خوای؟،

[ جمعه 5 تیر 1394 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

روز تولد ترول

[ شنبه 30 خرداد 1394 ] [ 01:02 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

دقیقا

[ شنبه 30 خرداد 1394 ] [ 12:56 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

چه بگم والا؟


از وظایف پدر ایرانی اینکه به فرزندش ثابت کنه در مغازه فلان ارزون تر  و نصف قیمت اون میفروشه  




موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: وظایف پدر ایرانی جوک،

[ شنبه 30 خرداد 1394 ] [ 12:52 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

معنای مدرسه

خارج از مدرسه (کافه)
تقلب (چشمهایم برای تو)
روز امتحان (روز واقعه)
زنگ زیست (معنی عشق)
کیف مدرسه (محموله)
اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
زنگ تفریح (حمله به توالت)
مدیر مدرسه (پدر سالار)
پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
میز آخر (بهشت پنهان)
پای تخته (قتلگاه)
ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
نمره ۲۰ (آرزوی محال)
گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
امتحان شهریور (شانس زندگی)
فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
شب امتحان (وصیت نامه)
قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
تقلب کردن (بی تو هرگز)
زنگ کلاس (دیدار ارواح)
مدرسه (چوبه دار)
زنگ ورزش (امید دانش آموز)




موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: معنای کارهای مدرسه،

[ چهارشنبه 27 خرداد 1394 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

شعر شیمی

مغز ما اکسید گشت و سوختیم               بس که شیمی تجزیه آموختیم

هی اسید و باز دعوا می کنند                  خاک عالم بر سر ما می کنند

چون که شیمی با فیزیک همراه شد          چاله گود انرژی چاه شد

این فرایند مرا بیچاره کرد                          تابع موجی مرا آواره کرد

درس دیگر درس شیمی معدنی است         پر ز اسرار عجیب و دیدنی است

هر اتم باشد مثال یک پیاز                         می زند هی چرخ با آهنگ جاز

شیمی آلی یک درسی حجیم                   خواندنش هم مشکلی باشد عظیم

واکنشهایش همی پر رمز و سر                  از دیلز- آلدر گرفته تا فیشر

بس که دیدم طیفهایی پر ز پیک                   می کند مغزم چو ساعت تیک و تیک

جوهر طبعم بشد اینجا تمام                       پس خداحافظ بود ختم کلام




موضوع: متن خنده دار،

[ شنبه 23 خرداد 1394 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

جوک بامزه

سلام

با استفاده از فرمول پایینی می تونید به راحتی و ساده با دست های خودتون مایع ظرف شویی درست کنید :


سدیم کلرید ، نمک طعام :

این ماده برای غلیظ کردن مایع ظرف شویی و گند زدایی به کار میره

محول سدیم هیدروکسید:

در این محلول ما برای تنظیم ph از این ماده استفاده می کنیم

آب
 

سدیم لورت سولفات : 

این ماده در تمامی شامپو ها و شونده ها به کار میره و یک ماده کف آور و پاک کننده هست 

سولفونیک اسید :

این ماده هم ماده کف آور و پاک کننده است 

محلول اوره 


تری اتانول آمین :

این ترکیب نیز به عنوان تنظیم کننده ph در محلول ها به کار می رود 

کوکونات یا دی اتانول آمید

این ماده به عنوان پایدار کننده به کار میره و موجب افزایش غلظت محلول شما میشه

محلول رنگ و اسانس:

برای خوش بو شدن و خوش رنگ شدن مایع ظرفشویی




حالا اینجا هستیم که این مواد رو از کجا بیاریم؟ واقعا کسی هست که بخواهد این رو بسازد؟







موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: خنده باز،

[ شنبه 23 خرداد 1394 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

آیا....

آیا میدانستید کسانی که روزی ۲۰ دقیقه پیاده روی میکنن

نسبت به کسانی که روزی ۵ دقیقه پیاده روی میکنند ، ۱۵ دقیقه بیشتر پیاده روی میکنند؟

پس خواهرم حجابت رو رعایت کن:))





موضوع: متن خنده دار،

[ شنبه 19 اردیبهشت 1394 ] [ 02:59 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

قرض

به داداشم اس ام اس دادم پول داری بهم قرض بدی...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نوشته : شرمنده پیامکت بد خط اومده :|





موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: قرض،

[ پنجشنبه 20 فروردین 1394 ] [ 03:03 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

جوک های جدید 94

نمیدونم وقتی بهم میگن مثل بچه آدم رفتار كن

دقیقا باید مثل هابیل رفتار كنم یا قابیل؟!

شما میدونید عایا؟؟؟؟


......

ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﭘﻮﺳﺘﺸﻮﻥ ﺗﯿﺮﻩ ﺳﺖ
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺍﺯ ﺧﻠﻮﺗﺸﻮﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺰﻧﻦ
ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮﺷﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍ ﺩﻭﺗﺎ ﺑﺎﻝ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻩ
ﺍﯾﻨﺎ ﺳﻮﺳﮑﻦ، ﺳﺮﯾﻊ ﺑﺎ ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﺗﻮ ﺳﺮﺷﻮﻥ !
ﺍﻟﮑﯽ ﻫﻢ ﻓﺎﺯ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﺮﻧﺪﺍرین ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ• • 

.....

ﻳﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺩﻭﺭﻱ ﻭ ﻏﺮﺑﺖ ﻧﺸﻴﻨﻲ , 
ﺑﻪ ﻭﻃﻨﺶ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﺍﺯ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ، 
ﺳﺎﻛﺸﻮ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺠﺪﻩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺧﺎﻙ ﻭﻃﻨﺸﻮ ﺑﻮﺳﻴﺪ 
ﺳﺮﺷﻮ ﻛﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮﺩ ﺩﻳﺪ 
.
.
.
ﺳﺎﻛﺶ ﻧﻴﺴﺖ
ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﻳﺪ
 

.....


                                                            لطفا اطلاع رسانی کنید 
آجیل هایی در شب عید در سطح کشور به فروش میرسد که علاوه بر خوش رنگ و لعاب بودن وداشتن قیمت مناسب آلوده به نوعی سم گیاهی است که با مصرف آن دچار نوعی بیماری پوستی مشابه سوختگی میشوید که طول دوره درمان آن شش ماه تا یکسال است ولی علایم کمی از آن تا پایان عمر با شما باقی خواهد ماند پس لطفا خونه ما اومدید آجیل نخورید از هموناست که گفتم...!!!!!

.....

سهمیه‌ی بنزین موتورها از ماه آینده اعلام شد:

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

روزی دو قاشق مربا خوری !!!


.....



یه پسری توی فامیل داریم بعداز 8 سال هنوز توی کنکور قبول نشده!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اسمشو گذاشتن سردار آزمون




موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: جوک 94، خنده 94،

[ چهارشنبه 27 اسفند 1393 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

نیوتون بر مترمربع

ﺭﻭﺯﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ

ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﺎﯾﻢ ﺑﺎﺷﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ .

ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ .

ﺍﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ 100 ﻣﯿﺸﻤﺮﺩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮ

ﻣﯿﮑﺮﺩ .

ﻫﻤﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻐﻴﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ...

ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻣﺮﺑﻊ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﯾﮏ ﻣﺘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ

ﺁﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ، ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ .

ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺷﻤﺮﺩ

ﺍﻭ ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ

ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ .

ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ‏( ﺳُﮏ ﺳُﻚ ﺑﻴﺎ ﭼﺸﻢ ﺑﺬﺍﺭ ،

ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﭼﺸﻢ ﻧﻤﻰ

ﺫﺍﺭﻡ

ﺍﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ !!!

... ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﺨﻔﯿﮕﺎﻫﺸﻮﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺗﺎ

ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺍﻭﻥ ﭼﻄﻮﺭ

ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ

ﻧﯿﺴﺖ ...

ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺮﺑﻊ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﯾﮏ

ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ

ﮐﻪ ﻣﻦ ﺭﻭ، ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﺮ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...

ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﺮ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ ﺑﺮﺍﺑﺮ " ﯾﮏ

ﭘﺎﺳﮑﺎﻝ " ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﻦ " ﭘﺎﺳﮑﺎﻟﻢ " ﭘﺲ ﭘﺎﺳﮑﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﺸﻢ ﺑﺬﺍﺭﻩ

ﺍﻧﻴﺸﺘﻴﻦ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺯﺩ ﻧﯿﻮﺗﻦ ﺩﻫﻨﺖ ﺳﺮﻭﯾﺲ

ﭘﺎﺳﮑﺎﻝ ﺑﻴﺎ ﭼﺸﻢ ﺑﺬﺍﺭ !!!...





موضوع: متن خنده دار،

[ چهارشنبه 27 اسفند 1393 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

گرسنه تون هست ؟



خوووووووووووب


























دلت احساس گشنگی میکنه

روی متن زیر کلیک کن

اینجا کلیک کن


امیدوارم دیگه احساس گشنگی نکنی














موضوع: متن خنده دار،
برچسب ها: بزن بیا غذا،

[ چهارشنبه 27 اسفند 1393 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ عماد رسولی ]

[ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic